الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
279
الخصال ( فارسى )
و مردم را بدوستى ما وانميدارند ؟ دشمن ما ميباشند و پيروى از ما نميكنند و ما را واميگذارند و مردم را از ما دور ميكنند اينان بطور تحقيق دشمنان ما هستند ، آتش دوزخ از آن آنها است و عذاب سوزناك از آن آنهاست گويد عرضكردم آنها را براى ما بيان كن خدا تو را از شر آنها نگهدارد فرمود : 1 - كسى كه عضو زائدى در خلقت او است كسى از مردم كه در خلقتش عضو زائدى است نمى بينى جز آنكه دريافت ميكنى با ما اظهار دشمنى مىكند و دوست ما نيست . 2 - كسى كه در خلقتش نقصانى است ، در مردم هيچ كس از خلق خدا كه ناقص آفريده شده نمىبينى جز آنكه دريافت ميكنى در دلش نسبت بما كينهاى دارد . 3 - كسى كه مادر زاد چشم راستش كور است هيچ آفريدهاى از خدا را نمىبينى كه با ديدهء راست از مادر كور زائيده شده باشد جز آنكه با ما در جنگست و با دشمنان ما همدست است . 4 - مردان سياه مو ؛ نمىبينى در خلق خداى عز و جل مردان سياه مو كه هر چه عمر آنها دراز مىشود مويشان سپيد نشود و ريشش چون پر زير گلوى كلاغ سياه باشد جز آنكه از ما رو گردان است و در شمار دشمنان ماست . 5 - مردان بسيار سياه رنگ كسى از آنها را نمى بينى جز آنكه ما را سخت دشنام ميدهد و دشمنان ما را مدح ميكنند . 6 - مردان كچل هيچ مردى را نبينى كه كچلى دارد جز آنكه نسبت بما بدگو و بد زبان است و بر زيان ما سخن چينى مىكند . 7 - مردانى كه نگين سبز در دست ميكنند و آنها بسيارند هيچ كدام را نبينى جز آنكه بر خورد كنند با ما بروئى و پشت كنند به روى ديگر و براى هلاك ما پى فرصت ميگردند . 8 - زنازادگان هيچ كدام را نبينى جز آنكه دشمن ما و كينهتوز ما باشند . 9 - مردان پيس به هيچ كدام برخورد نميكنى جز آنكه مى بينى در كمين ما و شيعيان ما نشسته و در صدد است به گمان خود ما را گمراه كند و از راه حق بگرداند .